قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4852
تاريخ الفي ( فارسى )
او راند و او را گريزانيد و خلقى بسيار به قتل آورد و به كنار آب سونج به سعادت نزول نمود . و توقتمش خان گذارهاى آب كر را گرفته فرود آمده بود . و چون اين خبر شنيد ، مراجعت نموده به آب قورى رسيد و باز آنجا توقف كرد . و صاحبقران از آب ترك گذشت . و چون در لشكر ظفر اثر آزوقه كم شده بود ، آن حضرت به طرف ولايت جولات « 1 » كنار آب روان شد . لشكريان غلات آن ولايت را به تصرف درآوردند . در اين اثنا باز خبر رسيد كه توقتمش خان باز لشكرى آراسته به هم رسانيده از عقب لشكر منصور مىآيد . آن حضرت مراجعت فرموده متوجه او شد و روز سهشنبه بيست و دويم جمادى الثانى سنهء مذكور هر دو لشكر به يكديگر رسيدند و فرود آمدند . و صاحبقران زمين قسمت كرده لشكريان خندق [ ها ] فرو بردند و چترها استوار كردند و حكم فرمود كه مردم از شبيخون در اين شب برحذر باشند و هيچ آفريده آواز بلند نكند و از جاى خود قدم برندارد . و توقتمش خان به عزم آنكه شايد تفرقه در لشكر منصور افتد چون پاسى از شب گذشت سوار شده نزديك اردو آمد و كوركه و نقاره به نوازش درآورد و سورن انداخت . اما از لشكر ظفر اثر به موجب حكم آواز برنيامد و كسى ملتفت نشد . و توقتمش خان از اين حال در تعجب شده انديشهناك شد و صلاح در معاودت دانسته بازگشت . و چون روز شد صاحبقران به ترتيب لشكر مشغول شده و هفت قول مرتب نمود و اميرزاده محمد سلطان را در قول بزرگ بازداشت و به نفس [ نفيس ] خود [ 499 الف ] با بيست و هفت قشون مكمل در عقب لشكر بايستاد . مخالفان نيز صفها آراسته نزديك آمدند . گونچه اغلان و بيك ياريق « 2 » اغلان و [ داور ] صوفى ، داماد توقتمش خان با غلبهء تمام به طرف دست چپ صاحبقران روان شدند . « 3 » و آن حضرت متوجه ايشان شده و در حملهء اول غالب آمد و ايشان گريخته به عقب قول خود روان شدند . و جمعى از جمله بيست و هفت قشون همراه آن حضرت ، به تعاقب ايشان روان شدند . و غنيم چون به قول خود رسيد و مدد يافت باز برگشته آن جماعت را برگردانيد و بعضى از آن مردم به قتل آمدند و بعضى گريختند و بدين واسطه قشون باز برهم خورد و مخالفان دلير شدند و حمله آوردند . امير شيخ نور الدين چون اين حال مشاهده نمود ، از سر جان گذشته با پنجاه كس خود فرود آمد و دست به تير و كمان برده غنيم را بازداشت و محمد آزاد و برادرش و بوچك باؤرچى سه عرابه از مخالفان گرفته آوردند . و اللهداد با قشون وفادار رسيده پهلوى شيخ نور الدين پياده شد . و چين ملك قوچين نيز آمده فرود آمد . و امير را كه جاكو نيز با قشون خود آمده پياده شد و زانو بر زمين نهاده به تيراندازى مشغول شدند و
--> ( 1 ) . ق : حولات . ( 2 ) . ق : بيك ياربو . ( 3 ) . ق ، ش : اكهداد .